دانلود آهنگ تولدی دیگر از فروغ فرخزاد

دانلود آهنگ تولدی دیگر فروغ فرخزاد

دانلود آهنگ جدید فروغ فرخزاد تولدی دیگر

هم اکنون می توانید دانلود کنید و لذت ببرید از آهنگ تولدی دیگر با صدای فروغ فرخزاد

─────\ all0music.ir /─────

♦ ►


متن آهنگ تـولدی دیگر از فروغ فرخزاد

همة هستی من آیة تاریکیست

که ترا در خـود تکرارکنان

به سحرگـاه شکفتن‌ها و رستن‌های ابدی خـواهد برد

من در این آیه ترا آه کشیـدم، آه

من در این آیه ترا

به درخت و آب و آتش پیوند زدم

زندگی شایـد

یک خیابان درازست که هر روز زنی با زنبیلی از آن مـی‌گذرد

زندگی شایـد

ریسمانیست که مردی با آن خـود را از شاخه مـی‌آویزد

زندگی شایـد طفلیست که از مدرسه بر مـی‌گردد

زندگی شایـد افروختن سیگـاری باشـد، در فاصلة رخـوتناک دو همآغوشی

یا نگـاه گیج رهگذری باشـد

که کلاه از سر بر مـی‌دارد

و به یک رهگذر دیگر با لبخندی بی‌معنی مـی‌گویـد

«صبح بخیر»

زندگی شایـد آن لحظة مسدودیست

که نگـاه من در نی‌نی چشمان تـو خـود را ویران مـی‌سازد

و در این حسی است

که من آن را با ادراک ماه و با دریافت ظلمت خـواهم آمـیخت

در اتاقـی که باندازة یک تنهایی‌ست

دل من

که باندازة یک عشقست

به بهانه‌های سادة خـوشبختی خـود مـی‌نگرد

به زوال زیبای گل‌ها در گلدان

به نهالی که تـو در باغچة خانه‌مان کـاشتـه‌ای

و به آواز قناری‌ها

که باندازة یک پنجره مـی‌خـوانند

آه . . .

سهم من اینست

سهم من اینست

سهم من

آسمانی‌ست که آویختن پرده‌ای آن را از من مـی‌گیرد

سهم من پائین رفتن از یک پلة متروک‌ست

و به چیزی در پوسیـدگی و غربت واصل گشتن

سهم من گردش حزن‌آلودی در باغ خاطره‌هاست

و در اندوه صدائی جان دادن که به من مـی‌گویـد:

«دستـهایت را

دوست مـی‌دارم»

دستـهایم را در باغچه مـی‌کـارم

سبز خـواهم شـد، مـی‌دانم، مـی‌دانم، مـی‌دانم

و پرستـوها در گودی انگشتان جوهریم

تخم خـواهند گذاشت

گوشواری به دو گوشم مـی‌آویزم

از دو گیلاس سرخ همزاد

و به ناخن‌هایم برگ گل کوکب مـی‌چسبانم

کوچه‌ای هست که در آنجا

پسرانی که به من عاشق بودند، هنوز

با همان موهای درهم و گردن‌های باریک و پاهای لاغر

به تبسم‌های معصوم دخترکی مـی‌اندیشند که یکشب او را

باد با خـود برد

کوچه‌ای هست که قلب من آنرا

از محله‌های کودکیم دزدیـده‌ست

سفر حجمـی در خط زمان

و به حجمـی خط خشک زمان را آبستن کردن

حجمـی از تصویری آگـاه

که ز مهمانی یک آینه برمـی‌گردد

و بدینسان‌ست

که کسی مـی‌مـیرد

و کسی مـی‌ماند

هیچ صیادی در جوی حقـیری که به گودالی مـی‌ریزد، مرواریـدی صیـد

نخـواهد کرد

من

پری کوچک غمـگینی را

مـی‌شناسم که در اقـیانوسی مسکن دارد

و دلش را در یک نی لبک چوبین

مـی‌نوازد، آرام، آرام

پری کوچک غمـگینی

که شب از یک بوسه مـی‌مـیرد

و سحرگـاه از یک بوسه بدنیا خـواهد آمد
ترانه سرا : فروغ فرخزاد☺

♩ Ꞝ