دانلود آهنگ هنرجوی تئاتر به جای صحنه، پای چوبه دار می‌رود

«عشق به تئاتر مرا به خانه مقتول کشاند و ترسو بودنم از من قاتل ساخت. من آدم ترسویی هستم . وقتی دچار وحشت می‌شوم نمی‌دانم باید چه کاری انجام دهم. من می‌خواستم بازیگر سرشناس تئاتر شوم، اما ناخواسته و در دفاع از خود، قاتل شدم.»قاتل مرد سالمند در غرب تهران، این دفاعیات را در جلسه دادگاه مطرح کرد، اما نتوانست قتل به خاطر دفاع مشروع را اثبات کند و به زودی به اتهام قتل عمد محاکمه می‌شود.به گزارش جام‌جم ، رسیدگی به این پرونده از پنجم شهریور سال 90 و همزمان با کشف جسد مرد سالمند در خیابان ستارخان در دستور کار پلیس قرار گرفت. ابتدا تصور می‌شد این مرد خودکشی کرده، اما کارآگاهان وقتی متوجه شدند خودروی پراید او سرقت شده است، فرضیه قتل را مطرح کردند. دو روز پس از کشف جسد، خودروی مقتول به صورت رهاشده در افسریه کشف شد. از این خودرو تعدادی لوازم داخل خودرو از جمله پخش، لاستیک زاپاس و… همراه مدارک هویتی وی و چند مدرک دیگر به سرقت رفته بود.با ردیابی کارت سوخت مقتول، پسر جوانی به نام مجتبی شناسایی و در خیابان 17 شهریور تهران دستگیر شد. او ابتدا مدعی شد کارت سوخت را پیدا کرده، اما در ادامه لب به اعتراف گشود و گفت: روز حادثه در پارک دانشجو مشغول تماشای تئاتر خیابانی بودم. پیرمردی که ظاهر شیک و مرتبی داشت، کنارم نشست و او هم مشغول تماشای تئاتر شد. در طول اجرای نمایش بین ما حرف‌هایی درباره نمایش رد و بدل شد. در جواب سوالات پیرمرد در مورد خودم گفتم هنرجوی تئاتر بودم و علاقه زیادی به بازیگری دارم. پیرمرد به من گفت یکی از دوستانش به دنبال یک جوان می‌گردد و حقوق خوبی هم پرداخت می‌کند. با این صحبت‌ها و اتمام نمایش خیابانی، همراه پیرمرد در پیاده‌روهای اطراف تالار قدم زدیم و به پیشنهاد وی سوار خودرویش شدم. در طول مسیر وی گفت گرسنه است و کنار یک مغازه ساندویچی توقف کرد و دو ساندویچ گرفت و گفت منزلش همان اطراف است. با اصرار به منزلش در خیابان ستارخان رفتم. در ادامه با هم اختلاف پیدا کردیم و این اختلاف به درگیری منجر شد. پیرمرد چاقویی برداشت و قصد حمله داشت که چاقو را از وی گرفتم و ضربه‌ای به گردنش و چند ضربه هم به دست چپش زدم تا از مرگش مطمئن شوم .در ادامه با تکمیل تحقیقات پرونده به شعبه دهم دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. مجتبی در دادگاه ادعاهای جدیدی را مطرح کرد و گفت: مقتول قصد آزار و اذیت مرا داشت که مقاومت کردم. او چاقویی برداشت و به طرفم آمد من خیلی ترسو هستم و برای دفاع از خودم، چاقو را گرفته و چند ضربه به او زدم. در کودکی شاهد صحنه قتلی بودم و این صحنه روی ذهن من تاثیر بدی گذاشته بود.پس از آخرین دفاعیات متهم و وکیل مدافعش، قضات شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران او را به قصاص محکوم کردند. پرونده با اعتراض مجتبی به حکم مجازاتش برای رسیدگی به شعبه 24 دیوان عالی کشور فرستاده شد. قضات دیوان عالی کشور دیروز حکم مجازات قاتل را تائید و پرونده را به شعبه اجرای احکام ارسال کردند.